جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

جلسه تفسیر قرآن

زمان مطالعه: 2 دقیقه

پس از آن که امام علی علیه‌السلام کوفه را برای خلافت انتخاب کرد، زینب نیز به همراه عبدالله و فرزندانش به کوفه مهاجرت کردند و زندگی را در آنجا آغاز نمودند.

زینب سلام‌الله‌علیها در مقام عقیله بنی‌هاشم و برترین زنان عصر خود در کوفه زندگی کرد. حضورش در کوفه نه تنها موجب افتخار زنان کوفه بود، بلکه فرصتی برای آنان جهت کسب تعالیم دین و همچنین عاملی برای تکمیل دستگاه خلافت بود. زیرا حکومت آن روز به وجود زنی عالم و فاضل، به عنوان نمونه و مظهر عفت و اخلاق، چون زینب سلام‌الله‌علیها نیازمند بود.

کم‌کم خانه‌اش در کوفه به پناهگاه زنان طالب علم و آگاهی و محلی برای رسیدگی به فقیران و تهیدستان تبدیل شد.

پس از آن که حدود یک سال از اقامت علی علیه‌السلام و خاندان وحی در شهر کوفه گذشت، زنان کوفه متوجه شدند، دختر علی مرتضی علیه‌السلام دارای مقام علمی بسیار والائی است که می‌توانند از محضر او کسب فیض کنند به همین منظور همسران خود را جهت تقاضای تدریس به حضور امیرالمؤمنان علی علیه‌السلام فرستادند، آنها عرض کردند:

«یا علی، ما شنیده‌ایم زینب دختر گرامی شما چون مادرش فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها دارای مقامات علمی است اجازه بفرمایید که زنان ما به حضور ایشان شرفیاب شده و از مراتب علمی ایشان بهره‌مند گردند.»

حضرت علی علیه‌السلام نیز با تدریس حضرت زینب سلام‌الله‌علیها موافقت فرمود، یکی از روزها که زینب سلام‌الله‌علیها به تفسیر آیات ابتدایی سوره مریم «کهیعص» رسید علی علیه‌السلام سخن او را شنید و فرمود:

«ای نور دیده! شنیدم تفسیر «کهیعص» را برای زنان می‌گفتی.»

زینب سلام‌الله‌علیها عرض کرد: آری پدرجان!

امام فرمود:«دخترم آیا می‌دانی، این رمزی است در مصیبت وارده بر عترت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله» و سپس آن را برایش این گونه بیان فرمود: (1)

«کهیعص» اشاره به واقعه کربلا دارد:

«… وقَالَ کهیعص‏، فَالْکَافُ اسْمُ کَرْبَلَاءَ وَ الْهَاءُ هَلَاکُ الْعِتْرَةِ وَ الْیَاءُ یَزِیدُ وَ هُوَ ظَالِمُ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام وَ الْعَیْنُ عَطَشُهُ وَ الصَّادُ صَبْرُهُ … ؛

«ک»، اشاره به کربلا،

«ها»، به هلاکت خانواده،

«ى»، به یزید که به امام حسین علیه‌السلام ظلم کرده،

«ع»، به عطش،

و «ص» به صبر اشاره دارد.» (2)


1) ریاحین الشریعه، ذبیح‌الله محلاتی، ج3، ص57.

2) کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص461.