علم از برجستهترین صفات بشری است، هر انسانی که دارای علم باشد از هر جهت نسبت به دیگران ممتاز است. قرآن در این رابطه میفرماید:
«یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات؛ (1)
خداوند متعال مقام اهل ایمان و دانشمندان را رفیع میگرداند.»
از آنجا که علم و دانش از بزرگترین فضیلت های انسانی است، همه انسانها باید آن را کسب کنند که آن هم از طریق تحصیل به دست میآید ولی عدهای خاص براساس لیاقت خداداد بدون دیدن معلم به بسیاری از علوم آگاهی پیدا میکنند.
علومی که انسانها از آن بهرهمندند از سه راه بدست میآید:
1- از طریق تحصیل
2- از طریق ریاضت
3- از طریق افاضه
البته در اینجا منظور آن علمی است که باعث نورانیت دل و معرفت بیشتر انسان به خدا و حقایق عالم می گردد. عمدتاً علمی که انسان از طریق درس و بحث و مدرسه به دست میآورد، علم اکتسابی است، لکن آن علمی که از راه تزکیه و تهذیب نفس و نیز از افاضات الهیه حاصل میشود، علم لدنی است و نوعاً جوشش و پیدایش آن از دل است و هرگز نصیب انسان نمیشود، مگر آنکه دل از پلیدیها و آلودگیها پاک گردد.
پیامبر فرمود:
«مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ یَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ؛ (2)
«کسى که چهل روز خود را براى خدا خالص کند، خداوند متعال چشمههاى حکمت را از قلب او بر زبانش جاری میکند.»
و در جایی دیگر به ابوذر فرمود:
«یَا أَبَاذَر مَا زَهِدَ عَبْدٌ فِی الدُّنْیَا إِلَّا أَنْبَتَ اللَّهُ الْحِکْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَه و… ؛ (3)
ای اباذر! هر بندهای در دنیا شیوه زهد و پارسایی پیش گیرد، خداوند علم و حکمت را در قلب او میرویاند، وآن را به صورت نطق و سخن در زبان او به جریان میآورد…»
پس علمی که در سایه خلوص و تصفیه باطن نصیب آدمی میشود علم لدنی است، حضرت علی علیهالسلام در این رابطه میفرماید:
«الْعِلْمُ عِلْمَانِ مَطْبُوعٌ وَ مَسْمُوعٌ وَ لَا یَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ إِذَا لَمْ یَکُنِ الْمَطْبُوع؛ (4)
علم بر دو گونه است: یکى مطبوع(یعنى علمى که در طبیعت کسى سرشته است) و یکى مسموع(که با گوش بشنوند) اگر علم مطبوع نباشد، علم مسموع سود ندهد.»
سومین مورد کسب علم از طریق افاضه است:
«… الْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء… ؛ (5)
علم نوری است که خداوند متعال در قلب هر کس بخواهد وارد میکند.»
چنین علمی که از جانب خدا به بعضی از انسانها افاضه میشود علم لدنی است، که در قرآن افاضه آن به بعضی از انبیاء اشاره شده است.
«وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما؛ (6)
علم فراوانى از نزد خود به او(خضر) آموخته بودیم.»
حضرت زینب سلاماللهعلیها از جمله این افراد است که علم و فهم و معرفتش از طریق غیرعادی به دست آمده و قطعاً علم او از سنخ معلومات بشری نبوده است، بلکه دل او در سایه افاضات الهی و تعلیمات معلمان بزرگ وحی و در مکتب نبوت و امامت از منبع علوم غیبی سیراب گشته بود. این هم در جای خود ثابت شده که تا، کسی متخلق به اخلاق الهی نشود و مظهر صفات خدا نگردد به چنین مقامی نائل نمیشود.
چرا که این رشته از علوم یک نوع الهام و آگاهی فوق العاده است که، اولاً، اولیاء الهی و مؤمنین وارسته ظرفیت آگاهی و دانایی آن را دارند، ثانیاً، چنین علمی در «کتاب و دفتر» و نزد هر گونه استاد و معلمی یافت نمیشود، بلکه این علم و دانایی فوق العاده، از عنایات و افاضات خاص خداوند است و نصیب بندگان خاص پروردگار میگردد!
بنابراین زینب سلاماللهعلیها که در مکارم اخلاق، نمونه بارز خلق و خوی حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و در صبر و بردباری همچون امیرالمؤمنین علیهالسلام میباشد و در عبادت مثل مادرش حضرت فاطمه سلاماللهعلیها محو در خدا میشود، باید شایستگی چنین مقامی را داشته باشد.
از اخبار مختلف نیز معلوم میشود که حضرت زینب سلاماللهعلیها مثل اصحاب حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام از قبیل میثم تمار و رشید هجری و دیگران، علم منایا و بلایا (وقت فرا رسیدن اجلها و گرفتاریها) را میدانست (7) و مقامش نیز از حضرت مریم دختر عمران و آسیه بنت مزاحم و دیگر زنان برگزیده بالاتر است.
این که امام سجاد علیهالسلام فرمود:
«… أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَة …؛ (8)
عمه جان! به لطف الهی تو دانشمندی هستی که معلمی نداشتی و اندیشمندی هستی که بدون معلم تعقل و تدبّر داری!.»
منظور حضرت سجاد علیهالسلام، از این جمله، این بوده که منبع این علوم، همان جایی است که مردان بزرگ این بیت رفیع، دانش خود را از آنجا گرفتهاند و بدون آنکه استادی دیده یا از محدث بزرگی شنیده باشند، مورد الهامات غیبی قرار میگرفتند؛ البته دست یافتن زینب سلاماللهعلیها به این نیروی ربانی، محصول تربیتی بود که از طرف جد بزرگوارش، رسول اکرم و پدرش، امیرالمؤمنین و مادر و برادرانش، نسبت به آن حضرت اِعمال میشد یا چون منسوب به آنان بود؛ و در طینت و خمیره وجود، با آنان یکی بوده، همان طینت پاک و پاکیزه، علم آنان را چون آهنربا به خود جذب میکرد و عوامل بازدارنده مادی را (از درک آن مقامات) دور میساخت.
بعضی نیز در رابطه با علم لدنی حضرت زینب سلاماللهعلیها به این بیان امام زینالعابدین علیهالسلام استشهاد میکنندو می گویند این سخن حضرت بهترین دلیل است بر اینکه زینب دختر امیرالمؤمنین محدثه بوده و علم وی از علوم لدنی و آثار باطنیه بوده است. (9)
«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛ (10)
اگر نمىدانید، از آگاهان بپرسید.»
آری، مقام والای علمی زینب سلاماللهعلیها اینگونه است، و راز دست یافتن به اسرار و داناییهای وی هم، علاوه بر آموزشهای پدر، امداد الهی است.
بیان سخنان و خطبههای عالمانه و همراه با استدلال به آیات قرآن کریم، در کربلا، و بازار کوفه، و مجلس عبیدالله زیاد، و دربار «یزید» از سوی زینب کبری سلاماللهعلیها هر یک شاهد گویایی بر توانایی علمی و دانش آن بزرگوار است. این که میداند، کجا باید نرم سخن گفت و در کجا باید برآشفت و حماسه آفرید، در کجا باید گریه کرد و اشک ریخت؟ و چه زمانی باید عقل و منطق را به کار گرفت و دیگران را به اشک و گریه واداشت…! نشان دهنده مقام و موقعیت علمی زینب، دختر قهرمان زهرا سلاماللهعلیها است علاوه بر این، زینب سلاماللهعلیها بیان روایت و حدیث را، که از ویژگیهای افراد آگاه و بلندمرتبه است، دارا بوده، و این خود گواه دیگری بر مقام شامخ علمی اوست.
1) سوره مجادله، آیه 11.
2) بحارالأنوار، ج67، ص 249.
3) بحارالأنوار، ج74، ص 80.
4) نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 534.
5) مصباح الشریعة، ص 16.
6) سوره کهف، آیه 65.
7) ریاحین الشریعه، ذبیحالله محلاتی، ج3، ص56؛ عوالم العلوم و المعارف، ج11، ص 957. (و یظهر من الفاضل الدربندی و غیره، أنها کانت تعلم علم المنایا و البلایا کجملة من أصحاب أمیرالمؤمنین علیه السلام منهم میثم التمار و رشید الهجری و غیرهما بل جزم فی أسراره أنها صلوات الله علیها أفضل من مریم ابنة عمران و آسیة بنت مزاحم و غیرهما من فضلیات النساء. ان هذا الکلام حجة علی أن زینب بنت أمیرالمؤمنین علیهالسلام کانت محدثة أی ملهمة و ان علمها کان من العلوم اللدنیة و الاثار الباطنیة).
8) احتجاج، طبرسی، ج2، ص 305.
9) عوالم العلوم و المعارف، ج11، ص 957.
10) سوره انبیا، آیه 7.