زینب در کانون مجد، شرف، عزت، علم و عظمت پرورش یافت و در دامان پرورش زهرا سلاماللهعلیها نشست و دروس اولیه زندگانی را از مادر مهربان خود فرا گرفت و چون از این مرحله قدم بیرون نهاد، خود را در کنار شریفترین مردان آسمانی و آموزگاران جزیرة العرب دید و آنچه شایسته بود از جد گرامی خود؛ پرچمدار رسالت و نبوت، و پدرش؛ شهسوار اسلام و یکهتاز میدان سخنوری و سخندانی آموخت.
پرورش زینب سلاماللهعلیها در دامان پیامبر، علی، زهرا علیهمالسلام و همراهی او با امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و سرانجام با امام سجاد علیهالسلام، او را در نقطهای از دانش قرار داد که فراتر از علم ظاهری و دانشِ آموختنی بود. قطعاً کسی که در خانه علم زندگی کند و از واکنشهای علمی آن محیط نیز بهرهمند شود، از علم و دانشی سرشار برخوردار خواهد شد و این طبیعی است، چرا که پیامبر شهر علم، و علی دروازه آن شهر است و طبق فرمایش پیامبر هر کس بخواهد وارد شهر علم شود، باید از دروازه آن وارد گردد.
«أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْیَأْتِ الْبَاب؛ (1)
من شهر علم هستم، و على دروازه آن، پس هرکه علم بخواهد باید از در بیاید.»
زینب سلاماللهعلیها که مقیم شهر علم بود، چنان از محضر آن بزرگواران کسب فیض نمود که مراتب علم و کمالش از طفولیت نمایان بود. در ایام کودکی علی مرتضی علیهالسلام دختر عزیزش زینب را در دامن نشانده بود و با او بازی میکرد و در حین بازی نکات ظریفی را نیز به او میآموخت. امام خطاب به دخترش فرمود:
«دخترم زینب! بگو یک.»
او گفت: «یک.»
امام دوباره فرمود: «دخترم زینب! بگو دوتا.»
زینب ساکت شد، علی فرمود: «دخترم چرا ساکتی؟! صحبت کن! دختر عزیزتر از جانم!»
زینب عرض کرد:
«پدر جان! زبانی که به گفتن یک گردش کرد چگونه بگوید دو تا.» (2)
علی او را به سینه چسبانید و بر او بوسه زد.
و در جایی دیگر زینب خردسال از پدر پرسید:
«پدر جان! آیا ما را دوست داری؟»
علی علیهالسلام فرمود: «آری! فرزندان ما، پارههای جگر ما هستند.»
زینب عرض کرد: «ای پدر! دو محبت در دل مؤمن یکجا جمع نمیشود. و اگر از این محبت چارهای نیست، شفقت و دلسوزی برای ما و محبت مخصوص خداوند است.» (3)
زینب سلاماللهعلیها با این سخن به توحید خالص، اشاره کرد که همانا دلبستگی و دوستی حقیقی برای خداست، ولی دوستی فرزندان، به معنی مهربانی و دوستی ظاهری است. آری زینب سلاماللهعلیها، که در پرتو تعلیمات پیامبر و علی علیهماالسلام و در آغوش زهرا سلاماللهعلیها و در کنار حسن و حسین علیهماالسلام تربیت و رشد یافته، باید اینگونه باشد!
این روایت با کمی اختلاف، متواتر است و نشان میدهد که حضرت زینب سلاماللهعلیها از طفولیت دارای علم و کمال بوده و از کوچکی شرح صدر داشته و در مکتب رسالت و امامت و عصمت و طهارت از منبع علوم و دانش سیراب گشته و دارای اسراری بوده که از طرف پدر و مادر و برادران به او تعلیم داده شده است.
1) بحارالانوار، ج 38، ص 189.
2) ریاحین الشریعه، ذبیحالله محلاتی، ج3، ص 54. (قُلْ وَاحِدٌ. فَقَالَ: وَاحِدٌ. فَقَالَ: قُلِ اثْنَانِ. قَالَ: أَسْتَحِی أَنْ أَقُولَ بِاللِّسَانِ الَّذِی قُلْتُ وَاحِدٌ اثْنَانِ. فَقَبَّلَ عَلِیٌّ ع عَیْنَیْهِ).
3) مستدرک الوسائل، ج15، ص 215. (فَقَالَتْ یَا أَبَتَاهْ أَ تُحِبُّنَا قَالَ نَعَمْ یَا بُنَیَّ أَوْلَادُنَا أَکْبَادُنَا فَقَالَتْ یَا أَبَتَاهْ حُبَّانِ لَا یَجْتَمِعَانِ فِی قَلْبِ الْمُؤْمِنِ حُبُّ اللَّهِ وَ حُبُّ الْأَوْلَادِ وَ إِنْ کَانَ لَا بُدَّ لَنَا فَالشَّفَقَةُ لَنَا وَ الْحُبُّ لِلَّهِ خَالِصاً فَازْدَادَ عَلِیٌّ ع بِهِمَا حُبّاً).