عبدالله، فرزند رشید جعفر طیار بود، که هم عموزاده زینب سلاماللهعلیها به شمار میرفت و هم جوانی بود از نظر ریشه و تبار، جسم و روح و ظاهر و باطن، آراسته، شایسته و مترقی و هم شأن آن دخت خِرَد و معنویت.
عبدالله، زمانی که پدرش جعفر و مادرش اسماء بنت عمیس به حبشه هجرت کرده بودند، در سرزمین حبشه به دنیا آمد، پدر و مادرش از مردان و زنان با فضیلت اسلام به شمار میرفتند و از مقام و جایگاه خاصی در نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برخوردار بودند. جعفر بن ابی طالب در راه اسلام فداکاریهای بسیاری نمود. در آن هنگامی که عدهای از مکه به حبشه هجرت کردند، جعفر سخنگوی آن گروه بود و در نزد نجاشی سخن گفت و اگر سخنان جعفر در آن مجلس نبود، مسلمین (مهاجر) با خطر بزرگی مواجه میشدند. (1)
عبدالله نیز همچون پدر از شخصیتی عالی در جهان اسلام برخوردار بود. از جمله خصایص و فضایلی که برایش نقل میکنند، جود و سخاوت بسیار است و در زمان خود از افراد جواد شمرده میشد و او را قطب و محور سخاوت میدانستند.
عبدالله از محبت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نیز برخوردار بود، حتی گاهی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله او را سوار مرکب خود نمود و حدیثی هم برایش بیان می فرمود.
حتی در روایت آمده که روزی پیامبر سلاماللهعلیها او را هنگام بازی دید و برایش دعا کرد:
«اللَّهُمَّ اخْلُفْ جَعْفَراً فِی أَهْلِهِ وَ بَارِکْ لعبدالله فِی صَفْقَةِ یَمِینِهِ؛ (2)
خدایا! او را بهترین جانشین جعفر قرار بده و تجارت عبدالله را مبارک و سودمند گردان!»
به علاوه این که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره او فرمود:
«أَمَّا عبدالله فَیُشْبِهُ خَلْقِی وَ خُلُقِی؛ (3)
اما عبدالله از حیث خلق شبیه من است.»
در روایات از عبدالله بن جعفر به عنوان صحابه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله یاد شده است:
«کان عبدالله بْنِ جَعْفَرٍ مِمَّنْ صَحِبَ رَسُولَ اللَّهِ وَ حَفِظَ حَدِیثِهِ ثم لَازِمٌ أَمِیرُمومنان وَ الْحَسَنَیْنِ وَ أَخَذَ مِنْهُمْ الْعِلْمَ الکثیر؛ (3)
عبدالله جعفر از مصاحبین پیغمبر گشت و احادیثی از آن حضرت روایت کرد پس از آن ملازم امیرالمؤمنین علی و حسنین علیهمالسلام گردید و از آنها علوم و دانش بسیار آموخت.»
عبدالله جعفر، در جوانی مردی ثروتمند و در اوج جود و سخاوت بود. در محبت به حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز ثابت قدم و در مقابل، دشمنان آن حضرت مقاوم بود؛ عبدالله در صحنههای نبرد نزدیکترین فرد به عمویش علی علیهالسلام به شمار میرفت، و در اکثر جنگها فرمانده سپاه بود. تمام این مسائل باعث دلگرمی عبدالله و پشتوانه تقاضای ازدواج او با زینب سلاماللهعلیها بود.
1) زینب الکبری، جعفر نقدی، ص73.
2) زینب الکبری، جعفر نقدی، ص77.
3) زینب الکبری، جعفر نقدی، ص75.