جعفر بن ابیطالب؛ برادر علی علیهالسلام و پسر عموی رسول گرامی اسلام، بیست سال قبل از بعثت از دامن پاک فاطمه بنت اسد در مکه چشم به جهان گشود. جعفر از برادر خود علی علیهالسلام ده سال بزرگتر بود و اندکی بعد از آن حضرت اسلام آورد. (1)
هنگامی که زبانه آتش قریش بر اصحاب پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در آغاز دعوتش شدت یافت و انواع آزارها و دردها را به آنها چشاندند، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله به آنها فرمان داد تا مکه را ترک نمایند و برای حفظ دین و جان خود به حبشه هجرت کنند، جعفر نیز از نخستین مهاجران حبشه بود. او از مسلمانان شجاع و دلیر صدر اسلام و سخنوران و فصحاى عرب بود که به جرم ایمان آوردن به خدا و رسول و مبارزه با شرک و بتپرستى ناچار شد با همسرش اسماء بنت عمیس از وطن خود شهر مکه به کشور بد آب و هوا و سوزان حبشه مهاجرت کند. جعفر بیش از دوازده سال در شهر غربت و دور از تمام خویشان، نزدیکان، دوستان و زندگى خود زندگی کرد و در آنجا نیز مورد تعقیب مشرکان قریش قرار گرفت اما در حضور پادشاه حبشه؛ نجاشى، با کمال شهامت و راستى از دین و آیین و پیغمبر خود دفاع کرد و با منطق قرآن، نقشه مغرضانه مشرکین را نقش بر آب نمود. تا جایى که پادشاه حبشه و کشیشان مسیحى را سخت تحت تأثیر سخنان شیوا و دور از تعصب خویش قرار داد و سرانجام سبب مسلمان شدن نجاشى گردید. (2)
او در راه ایمان و عقیده خود دو هجرت انجام داد، اول، در سال 5 بعثت از مکه به حبشه و هجرت دوم، در سال هفتم هجرت در حالی که وی 12 سال دوری از وطن را تحمل نموده بود، از حبشه به مدینه صورت گرفت، که اتفاقاً آزادی و آمدن وی به مدینه با پیروزی در جنگ خیبر همزمان گردید، تا جایی که پیغمبر صلیاللهعلیهوآله دوازده قدم به استقبال او رفت، میان پیشانی او را بوسید و فرمود:
«مَا أَدْرِی بِأَیِّهِمَا أَنَا أَشَدُّ فَرَحاً بِقُدُومِ جَعْفَرٍ؟ أَمْ بِفَتْحِ خَیْبَر؟! (1)
به خدا سوگند، نمیدانم برای کدام یک از این دو پیشآمد شادتر باشم، بازگشت جعفر، یا فتح خیبر؟!»
آنگاه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله جعفر را کنار سجاده خود جای داد و احترام کرد و فرمود:
«خُلِقَ النَّاسُ مِنْ أَشْجَارٍ شَتَّى وَ خُلِقْتُ أَنَا وَ جَعْفَرٌ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ؛ (3)
مردم از تیره و شجرههای متعددی هستند، ولی من و جعفر از یک شجره هستیم.»
جعفر، تهیدستان و نیازمندان را بسیار دوست میداشت، با آنان نشست و برخاست میکرد، به آنان خدمت مینمود، آنها هم در خدمت او بودند و بالاخره جعفر در جهت خدمت به محرومان و تهیدستان آنقدر کوشا و پرتلاش بود که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله او را ابوالمساکین یعنی پدر بینوایان نامیده بود. (4)
او در جمادی الاول سال هشتم هجرت، به عنوان فرمانده سپاه اسلام، در جنگ موته به شهادت رسید. (5)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به خاطر از دست دادن جعفر آنقدر ناراحت شد تا این که دید خداوند به قدرت خویش، دو بال آغشته به خون برای جعفر قرار داده که به وسیله آن به همراه فرشتگان در بهشت پرواز میکند. (6)
سالها گذشت و بارها اتفاق افتاد که امامان ما، به عنوان یک سابقه درخشان و افتخار آفرین برای خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مقابل خلفای جور و حاکمیتهای فرصتطلب پوشالی، نام و یاد پدر عبدالله را که جعفر طیار لقب گرفته بود، با عزت و عظمت مطرح کردند و زنده داشتند، چنانکه وقتی امام علی علیهالسلام امتیازات خاندان پیغمبر صلیاللهعلیهوآله را بیان میکرد، فرمود:
«…و مِنَّا مَنْ لَهُ جَنَاحَانِ یَطِیرُ بِهِمَا فِی الْجَنَّةِ …؛ (7)
… جعفر از خاندان ماست، کسی که از سوی خداوند دو بال برای او آفریده شد، که بدان وسیله در بهشت به پرواز در میآید …»
آری، عظمت خاندان محمد صلیاللهعلیهوآله و عترت و خویشان پدر شوهر زینب سلاماللهعلیها تا آنجاست که، حتی پس از گذشت بیش از پنجاه سال از ماجرای شهادت مظلومانه جعفر، امام زین العابدین علیهالسلام در مسجد جامع شام، در خطابه محکم خود، در مقابل یزید بن معاویه عظمت و مقام والای جعفر را یادآور شد و فرمود:
«… و مِنَّا الطَّیَّار…؛ (8)
جعفر طیار از خاندان ماست.»
1) بحار الأنوار، ج21، ص 63.
2) ناسخ التواریخ(طراز المذهب)، سپهر، ج18، ص624- 628.
3) بحار الأنوار، ج21، ص 64.
4) عمدة عیون صحاح الأخبار، ابن بطریق، ص410. (وَ لَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُکَنِّیَهُ أَبَا الْمَسَاکِین)، بحار الأنوار، ج21، ص 63.
5) مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، ج1، ص 58- 60.
6) مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، ج1، ص 63.
7) بحار الأنوار، ج36، ص 369.
8) بحار الأنوار، ج45، ص 138.