عبدالله جعفر بندگی خدا را در بخشندگی میدید. سالها پس از حادثه کربلا و رحلت زینب زندگی کرد و در سال 80 هجری وفات نمود. او در همان سالی که در مدینه سیل آمد و کاروان شترها را با بارشان برد و سال قحطی(عام الجحاف) نامیده شد، او از دنیا رفت و ابان بن عثمان که از سوی عبدالملک مروان فرماندار مدینه بود او را غسل داد و کفن کرد و بر او نماز خواند، سپس او را در قبرستان بقیع نزدیک قبر امام حسن علیهالسلام به خاک سپرد و در حالی که قطرات اشک او روی صورتش سرازیر بود، گفت:
«به خدا سوگند، تو مرد خوبی بودی، هرگز شریفتر، نیکوکار و بخشندهتر از تو ندیده بودم.» (1)
ابوالفرج می نویسد:
عبدالمطلب مروان یا عبداللهبنمروان به عبداللهبنجعفر جفا کرد، اموال او را گرفت و مقرری او را هم نمی داد. یک روز به مسجد پیامبر آمد، نماز جماعت خواند و گفت:
«خدایا! عمری با مردم به جود و بخشش مرا تربیت نمودی که به طریقه احسان میرفتم؛ اگر این عادت منقضی شده عمر مرا بگیر و جان مرا قبض کن؟»
چند روز بعد وفات کرد و دلهای بسیاری را افسرده کرد، ابان بن عثمان والی مدینه بر او نماز خواند و او را دفن کرد .(2)
اگرچه مورخین در سال وفات و سن وفات او اختلاف دارند، اما عموم مورخین مسلمان، مانند: عسقلانی، جرزی، ابنعبدالبر، عبیدلی، محبالدین طبری و یعقوبی، وفات عبدالله جعفر را در سال 80 هجری دانستهاند. با توجه به اینکه وی به هنگام وفات رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ده ساله بوده، وقت وفات نود سال داشته است. (3)
1) زینب الکبری، جعفر نقدی، ص85.
2) ناسخ التواریخ(طراز المذهب)، سپهر،ج18، ص676.
3) ناسخ التواریخ(طراز المذهب)، سپهر، ج18، ص675-676.