پس از شهادت امام حسن علیهالسلام، نوبت به برادر عزیزش امام حسین علیهالسلام رسید. برادری که وارث تمام مظلومیتهای خاندان پیامبرعلیهمالسلام بود. زینب سلاماللهعلیها میدانست که روزگار آبستن حوادثی دیگر و خونهایی است که شاید سنگینترین و دلخراشترین مصیبت او باشد.
زینب سلاماللهعلیها مىدید که حسین علیهالسلام از بدى اوضاع ناراحت است و راضی به این همه ظلم و جور بنی امیه نیست، ولى به خاطر حرمت صلح نامهاى که امام حسن علیهالسلام امضا کرده بود، سکوت اختیار کرده و منتظر مرگ معاویه است.
سالهای فشار، سرکوب، بیداد و خشونت اموی به اوج خود رسید و از مرز سنگدلی و بیرحمی گذشت. در کران تا کران جهان اسلام، باران درد و رنج بر رهروان راه آزادمنشانه اهل بیت باریدن گرفت و کار بریدن دست و پاهای عدالتخواهان، فرو کردن میلهها بر دیدگان حقطلبان، به دار آویختن ستمستیزان و شکنجه و کشتار و دیگر شیوههای ددمنشانه آزادیخواهان به گونهای رواج یافت که تا آن روز در تاریخ مسلمانان بیسابقه بود. (1)
اما معاویه رفته رفته بعد از شهادت امام حسن علیهالسلام زمزمه ولایتعهدى یزید را ساز کرد و امام حسین علیهالسلام نیز از اوضاع بسیار ناراضى بود.
جاسوسان معاویه از جمله مروان بن حکم به وى نوشتند:
«اشراف عراق با حسین بن على علیهالسلام محرمانه مکاتبه دارند.»
معاویه هم در نامهاى تهدیدآمیز، امام حسین علیهالسلام را از اقدامهاى انقلابى برحذر داشت، تا این که بالاخره معاویه پس از چهل سال حکومت و استبداد در سال 60 هجری از دنیا رفت و خلافتی که به صورت موروثی در آورده بود به پسرش یزید واگذار شد که به گفته حسن بصری، این فاجعه به تنهایی برای نابودی اسلام کافی بود. این مسائل همانگونه که در تصمیمات امام حسین علیهالسلام اثر گذاشت، در روحیه زینب کبرى سلاماللهعلیها نیز بى تأثیر نبود…
یزید بیحیایی را به جایی رساند که تصمیم گرفت برای تثبیت حکومت و موقعیتش با زور و فشار و تهدید، از حسین بن علی علیهالسلام بیعت گیرد. امام در این شرایط بر سر دو راهی قرار گرفت. اگر بیعت میکرد، باید فاتحه اسلام را میخواند و با آن وداع میکرد و صورت عدم بیعت نیز، باید از جان و زندگی خویش صرف نظر میکرد، همت مردانه امام بر انتخاب راه دوم قرار گرفت.
امام حسین علیهالسلام در پی این تصمیم از خانه و کاشانهاش بیرون آمد و به عنوان اعتراض، به سرزمین مکه رفت و در حرم امن الهی سرگرم زندگی و تبلیغ شد که طرح ترور او را در موسم حج تهیه کردند؛ امام حسین علیهالسلام از آنجا راهى عراق شد و در این سفر پرارزش و تاریخ سازِ خویش، زن و فرزند و اهل بیت و نزدیکان خود را همراه برد، که از آن جمله خواهر والامقامش زینب کبرى سلاماللهعلیها بود. (2)
1) زندگانى حضرت زینب سلاماللهعلیها، مصطفی اولیایی، ص 18.
2) منتهی الامال، ج1، ص557.