جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

مقام عصمت

زمان مطالعه: 6 دقیقه

عصمت در لغت یعنی باز داشتن، منع کردن و نگاه داشتن نفس از آلودگی و گناه.

فیروزآبادی می‏گوید: «عصم یعصم» یعنی اکتساب کردن، منع کردن، نگه‏داری نمودن. (1)

ابن منظور می‏گوید: «عصمت در کلام عرب به معنای منع به کار رفته است.» (2) و در اصطلاح، تعاریف گوناگونی که خلاصه همه آنها این تعریف است:

«منظور از عصمت، وجود نیروئی و چیزی است در انسان معصوم که او را از ارتکاب عملی که جایز نیست چه خطا و چه گناه نگه می دارد.» (3)

علامه بزرگوار طباطبایی(ره) نیز در تفسیر المیزان می‌فرماید:

«چیزی که عصمت به وسیله آن تحقق می‌یابد و شخص معصوم به وسیله آن معصوم می‌شود، نوعی از علم است. علمی که نمی گذارد صاحبش مرتکب خطا و معصیت گردد.» (4)

سپس عصمت انبیا را در سه قسم معرفی می‌کند:

1. عصمت از خطا در تلقی و گرفتن وحی

2. عصمت از خطا در تبلیغ

3. عصمت از معصیت. (5)

شهید بزرگوار استاد مرتضی مطهری(ره) نیز درباره عصمت می‌فرماید:

«عصمت از جمله مختصات پیامبران است یعنی مصونیت از گناه و از اشتباه، یعنی پیامبران نه تنها تحت تأثیر هواهای نفسانی قرار نمی‌‌گیرند و مرتکب گناه نمی‌شوند بلکه حتی در کار خود نیز دچار خطا و اشتباه نمی‌گردند.»

استاد مطهری در جایی دیگر می‌فرماید:

«گناه و اشتباه نکردن پیامبران معلول نوع بینش و درجه یقین و ایمان آنان است.» (6)

مرحوم ملاعبدالرزاق لاهیجی از شاگردان برجسته ملاصدرای شیرازی (ره) درباره عصمت می‌گوید:

«عصمت لطفی است که خدای تعالی مخصوص به جماعتی داشته است.» (7)

پس اگر انبیا بخواهند مردم را به راه الهی رهنمون سازند، اولین چیزی که لازم، این است که برای مردم یقین حاصل شود که انبیا راستگو و صادق‌اند و این علم و یقین هم در صورتی حاصل می‌شود که اصلاً کذب و دروغگویی در انبیا موجود نباشد و این هم در صورتی است که قوه‌ای به نام قوه عصمت در انبیا وجود داشته باشد.

و در جایی دیگر می‌فرماید:

«عقیده شیعه در مورد عصمت انبیا این است که آنان از تمامی گناهان کوچک و بزرگ، در تمام عمر(از کودکی تا پایان عمر) پاک و معصوم‌اند و هیچ گناهی چه عمداً و چه سهواً از آنان سر نمی‌زند. البته از پیامبران که بگذریم، در مورد ائمه علیهم‌السلام اختلاف است که آیا عصمت در آنان واجب است یا نه؟ امامیه اعتقاد دارند که واجب است، ولی عامه عصمت را در امام واجب نمی‌دانند.» (8)

علمای امامیه بر اساس آیه تطهیر و بسیاری از آیات دیگر، عقیده دارند که پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و اولادش تا حضرت امام زمان علیهم‌السلام معصوم‌اند و حتی در مورد فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها هیچ شک و شبهه‌ای وجود ندارد که آن حضرت، معصوم بوده است، آیه تطهیر:

«إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً؛ (9)

خداوند مى‏خواهد پلیدى و گناه را فقط از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد.»

دلالت بر پاکی و عصمت خمسه طیبه دارد و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هم یکی از افراد خمسه طیبه است و روایات زیادی بر این امر دلالت دارد. اما درباره عصمت حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها چند دیدگاه‌ وجود دارد، برخی آن بزرگوار را معصوم می‌دانند و برخی دیگر نه.

اگر بگوییم زینب دارای مقام عصمت است، گزاف نگفته‌ایم از آنجا که او عمری را در کنار معصومان زندگی کرد و همگام آنان بود و به مقامی رسید که ائمه معصومین علیهم‌السلام به او اعتماد کامل داشتند کسی که به احوال زینب سلام‌الله‌علیها در روز عاشورا و بعد از آن، آگاه باشد، چگونه می‌تواند انکار کند عصمت زینب را؟

علامه مامقانی از کسانی است که زینب سلام‌الله‌علیها را معصوم می‌داند و معتقد است:

«وَ لَوْ قُلْنَا بِعِصْمَتِهَا لَمْ یَکُنْ لِأَحَدٍ أَنْ یُنْکِرَ أَنْ کَانَ عَارِفًا بِأَحْوَالِهَا فِی الطَّفِّ وَ مَا بَعْدَهُ کَیْفَ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمَا حَمْلِهَا الْحُسَیْنِ علیه‌السلام مِقْدَارًا مِنْ ثِقَلِ الْإِمَامَةِ أَیَّامٍ مَرِضَ السَّجَّادِ علیه‌السلام وَ مَا أَوْصَى إلَیْهَا بِجُمْلَةٍ مِنْ وَصَایَاهُ؛ (10)

اگر ما معتقد باشیم به عصمت حضرت زینب هیچ کس حق انکار ندارد در صورتی که عارف باشد به حالات حضرت زینب در کربلا و بعدش چگونه می‌شود منکر شد در حالتی که حضرت امام حسین علیه‌السلام روز عاشورا وقتی که دید حضرت سجاد بیمار است مقداری از بار سنگین امامت را به عهده وی گذاشت، و بعضی از وصایای خود را نیز با حضرت زینب در میان گذاشت.»

شیخ جعفر نقدی هم به عصمت زینب سلام‌الله‌علیها معتقد است. وی بعد از اینکه چند روایت از امام سجاد علیه‌السلام درباره عبادت و انقطاع زینب از ما سوی الله ذکر می‌کند، می‌گوید:

«اگر کسی در این روایات تأمل کند و نیک بنگرد و چگونگی عبادت و انقطاع او را ببیند، برایش هیچ شکی باقی نمی‌ماند که آن مخدره معصوم بوده است.» (11)

در مقابل این نظر، برخی نظری مخالف دارند و زینب را معصوم ندانسته و عصمت را از اختصاصات انبیا و ائمه علیهم‌السلام می‌دانند، اما گروه دیگری از علما هستند که نه به طور کلی عصمت این مخدره را رد می‌کنند و نه به گونه‌ای که مرحوم علامه مامقانی و شیخ جعفر نقدی پذیرفته‌اند می‌پذیرند، بلکه تفصیل قائل می‌شوند و می‌گویند:

عصمت بر دو نوع است:

عصمت کبری که مخصوص انبیاء و ائمه علیهم‌السلام است و عصمت صغری و معتقدند که زینب دارای مقام عصمت صغری است.

مرحوم جزایری می فرماید:

«زینب سلام‌الله‌علیها چون از طینت محمدیه می‌باشد و مجاهده‌ای نفسانی کرده و ترک لذایذ حیوانیه نموده، مقام عصمت صغری را تحصیل کرده است که حتی خود زینب سلام‌الله‌علیها هم در برخی از احتجاجاتش بدان اشاره دارد.» (12)

بسیاری از صاحب‌نظران به خاطر وجود مقام توفیقی در باب عصمت، اگرچه او را معصوم نخوانده‌اند ولی او را پیرو معصوم خوانده و نوعی عصمت از عصمت توفیقی و فراتر از حد متعارفی که انسانها می‌توانند بدان دست یابند، برای او قائل شده‌اند و این تنها به خاطر حالات، روحیات و مقام و موقعیتی است که در طول تاریخ حیات این بانوی مکرم از او سر زده است.

ما در دنیای اسلام فضلایی را می‌شناسیم که درباره فضل، علم، عرفان، عفت و حیاء، متانت، صبر و تحمل دشواری‌های زندگی فاطمه و دخترش زینب علیهماالسلام سخن گفته‌اند.

آنها موضع حمایتی که زینب سلام‌الله‌علیها درباره امام حسین و امام سجادعلیهماالسلام داشت، با اقداماتی که فاطمه سلام‌الله‌علیها در رابطه با پیامبر و همسرش علی علیه‌السلام داشت، نیز قابل مقایسه می‌دانند و حتی همگامی او را با برادرش حسین علیه‌السلام و مشارکت او در همه حرکات و فعالیت‌های عاشورا را دلیل بر عصمت روحی زینب سلام‌الله‌علیها و مقام تالی عصمت بودن او دانسته‌اند. (13)

مرحوم مامقانی به بیان مرحوم شیخ صدوق علیه الرحمة از کتاب کمال الدین اشاره می‌کند که او نیابت و عصمت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را تأیید می‌نماید.

علماء شیعه به عصمت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها اعتقاد دارند و در این رابطه دلائلی نیز آورده‌اند که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:

وقتی «ابن عربی»، سلمان فارسی، صحابی بزرگوار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را مقدس و معصوم می‌داند و او را از جمله وابستگان به اهل بیت محسوب می‌کند، پس، پذیرش عصمت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها چندان دور از ذهن نیست.

چرا که او به گفته امام حسن مجتبی علیه‌السلام شاخه‌ای از شجره نبوت و معدن رسالت بود و سالها در کوفه به آموزش تفسیر قرآن و احکام اسلامی پرداخت. زمانی که نهضت بیداری در مدینه آغاز شد؛ نهضتی که پشتوانه‌اش، خون پاک و درخشان حسین علیه‌السلام و یارانش بود و تبیین کننده‌اش زینب کبری و علی بن حسین علیهما‌السلام، او هر روز در گوشه و کنار مدینه، مجلسی برپا می‌کرد و از هجرت برادرش حسین علیه‌السلام، از مکه تا کربلا و عاشورا و شهادت آنها سخن می‌گفت.

دعا و درخواست از حضرت پروردگار جزء فضائل اخلاقی انسان محسوب می‌شود، چرا که انسان خود را نیازمند می‌بیند و قاضی الحاجات را هم خدا می‌داند. لذا کسانی که از شناخت و عرفان کامل بهره‌مندند با دعا و ثنا بیشتر سر و کار دارند و بر اساس عبادت و دعا گاهی مستجاب‌الدعوه می‌شوند و بزرگان دین از آنها التماس دعا دارند. حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نیز به چنین مقامی دست یافت تا جایی که حضرت امام حسین علیه‌السلام در آخرین وداع خود با خواهرش زینب سلام‌الله‌علیها از خواهر طلب دعا می‌کند:

«یَا أُخْتَاهْ لاَ تُنْسِینِی فِی نَافِلَةٍ اللَّیْلِ؛ (14)

خواهرم هنگام نافله شب مرا فراموش نکن.»

علامه مامقانی(ره) می‌گوید:

«و ما زَیْنَبُ؟ وَ ما اَدریکَ ما زَیْنَبُ؟؛ (10)

زینب کیست؟! و تو چه دانی زینب چیست؟»

هر چه در وصف و شأن او بگوییم کم گفته‌ایم.

او دو خصلت دارد که دیگران ندارند و یا بسیار کم دارند، خصلت اول این که: رشد و حیاتش در محیطی است که آن محیط برای دیگران پدید نیامده، فضای عصمت و در بین جمعی معصوم، رشد و پرورش یافت و ادامه زندگی او هم در چنین فضایی است.

جدش پیامبرخدا صلی‌الله‌علیه‌وآله معصوم بود، پدرش علی علیه‌السلام هم معصوم، مادرش فاطمه سلام‌الله‌علیها هم معصومه، مربیان اولیه او بوده‌اند و فضای زندگیش، فضای عطرآگین وحی بوده است.

او در در خانه‌ای زندگی کرد و رشد یافت که قرآن فرمود:

«فِی بُیُوتٍ أذِنَ اللَّهُ أنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ؛ (15)

(این نور هدایت) در خانه‏هایى است که خداوند اذن داده رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود.»

بعدهاهم درکنار برادران معصومش حسن و حسین علیهماالسلام وبرادرزاده‌اش سجاد علیه‌السلام زندگی کرد. آیا این همه معصومان در او نفوذ و تاثیری نگذارده‌اند؟

تاریخ به آن پاسخ می‌دهد که چرا تأثیر نهاده‌اند، آن هم به صورتی عمیق و پردامنه.


1) قاموس المحیط، فیروزآبادی، ماده «عصم».

2) قاموس قرآن، على اکبر قرشى بنایى، ج ‏5، ص 8.

3) ترجمه تفسیرالمیزان، ج 2، ص 200.

4) ترجمه تفسیرالمیزان، ج 5، ص 124.

5) ترجمه تفسیرالمیزان، ج2، ص 200.

6) وحی و نبوت، مرتضی مطهری، ص14.

7) سرمایه ایمان در اصول اعتقادات، ملا عبدالرزاق لاهیجی، ص 90.

8) سرمایه ایمان در اصول اعتقادات، ملا عبدالرزاق لاهیجی، ص 114-115.

9) سوره احزاب، آیه 33.

10) عوالم العلوم و المعارف، ج‏11، ص 950.

11) زینب کبری، جعفر نقدی، ص 59. ) فاذا تأمل المتأمل الی ما کانت علیه هذه الطاهرة من العبادة لله تعالی وَ الِانْقِطَاعِ إِلَیْه‏، لم یشک فی عصمتها صلوات الله علیها).

12) خصایص زینبیه، سیدنورالدین جزائری، ص 173.

13) زندگانی حضرت زینب سلام‌الله‌علیهارسالتی از خون و پیام، قائمی، ص 156-158.

14) عوالم العلوم و المعارف، ج‏11، ص 954.

15) سوره مبارکه نور، آیه 36.