روزی حضرت زینب سلاماللهعلیها از برادر بزرگوار خود امام حسین علیهالسلام پرسید:
«ای برادر، مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت آدم؟»
حضرت فرمود:
«ای خواهرم، آدم بعد از فراق حضرت حوا، به وصال رسید اما من بعد از فراق به شهادت میرسم.»
زینب سلاماللهعلیها دوباره پرسید:
«ای برادر! مصیبت شما نسبت به مصیبت ابراهیم خلیل در مقام مقایسه چگونه است؟»
امام حسین علیهالسلام فرمود:
«ای خواهرم آتش به روی حضرت ابراهیم گلستان شد، اما آتش جنگ من، همواره سوزان میگردد.»
زینب سلاماللهعلیها فرمود:
«ای برادر، مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت زکریا؟»
حضرت فرمود:
«ای خواهرم، زکریا را دفن کردند اما مرا زیر سم اسبان قرار میدهند.»
زینب سلاماللهعلیها پرسید:
«ای برادر، مصیبت شما در مقام مقایسه با مصیبت حضرت یحیی چگونه است؟»
حضرت دوباره فرمود:
«ای خواهرم! اگر چه سر یحیی را به خاطر ظلم بریدند، اما بستگانش را اسیر نکردند ولی اهل و عیال من بعد از شهادتم اسیر میشوند.»
زینب سلاماللهعلیها بار دیگر پرسید:
«ای برادر، مصیبت شما نسبت به ایوب چگونه است؟»
حضرت دوباره پاسخ داد:
«ای خواهرم، زخمهای او مرهم پذیر بود و خوب گردید، اما زخمهای من خوب نخواهد شد.» (1)
1) سیمای حضرت زینب سلاماللهعلیها، تاج لنگرودی، ص114-116.