همسر زینب سلاماللهعلیها، عبد اللّه بن جعفر فرزند جعفر طیّار است. وى، نخستین نوزاد مسلمان در حبشه و مورد عنایت خاصّ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بود، به ویژه که پدرش سردار شهید جبهه اسلام به شمار مىآمد. همچنین مورد علاقه امیرالمؤمنین علیهالسلام بود و ارادتى شایان به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام داشت.
عبدالله از جمله خواستگارانى بود که به خانه على علیهالسلام رفت و آمد مىکرد و آرزو داشت با حضرت زینب سلاماللهعلیها دختر عموى خود ازدواج کند. به همین دلیل قاصدی را به قصد خواستگارى به خانه على علیهالسلام فرستاد. قاصد نیز به عرض رساند:
«على جان! شما خوب مىدانید که پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله به فرزندان جعفر علاقه فراوانى داشت، حتى خطاب به آنان فرمود:
«بَنَاتُنَا لِبَنِینَا وَ بَنُونَا لِبَنَاتِنَا؛ (1)
دختران ما، متعلق به پسران ما و پسران ما، متعلق به دختران ما مىباشند.»
پیشنهاد مىکنم و شایسته خواهد بود که دختر گرامى خود، زینب سلاماللهعلیها را به ازدواج عبدالله، فرزند برادر خویش درآورى و مهریه او را هم مانند مهریه مادرش، فاطمه سلاماللهعلیها قرار دهى.» (2)
حضرت على علیهالسلام هم که غیر از خویشاوندى و اصالت خانوادگى، در وجود عبدالله اخلاق، فضیلت و ارزشهاى انسانى و معنوى زیادى سراغ داشت، خواستگارى را پذیرفت و حضرت زینب سلاماللهعلیها، دختر والاگهر خویش را به ازدواج وى در آورد.
از دامن پاک زینب سلاماللهعلیها این شاخه درخت نبوت، برای عبدالله، چهار فرزند پسر، به نامهای علی، محمد، عباس، عون اکبر، و یک دختر به نام امکلثوم بدنیا آمد. (3)
اکثر مورخین، حاصل ازدواج حضرت زینب سلاماللهعلیها با عبدالله جعفر را 4 یا 5 فرزند ذکر کردهاند، جعفر (محمد) و عون که از آنها نسلی باقی نمانده و ظاهراً در کربلا به شهادت رسیدهاند و نهایتاً علی؛ که تداومبخش نسل زینب سلاماللهعلیها است و تنها دختر زینب سلاماللهعلیها به نام امکلثوم که معاویه او را برای پسر خود یزید خواستگاری کرد و عبدالله بن جعفر، مسأله ازدواج او را به دائیش حسین بن علی علیهالسلام واگذار کرد و او هم این دختر را به عقد قاسم بن محمد بن جعفر درآورد. (4)
اگرچه مورخین در مورد تعداد فرزندان زینب سلاماللهعلیها به توافق نرسیدهاند ولی معتبرترین سند نزد شیعه تعداد چهار پسر و یک دختر بوده است. (5)
1) وسائل الشیعة، ج20، ص 74.
2) زینب الکبری، جعفر نقدی، ص72.
3) زینب الکبری، جعفر نقدی، ص85.
4) اعیان الشیعه، سیدمحسن امین عاملی، ج7، ص137.
5) اعیان الشیعه، سیدمحسن امین عاملی، ج7، ص 137.