مادر عبدالله در دوران پناهندگی به کشور حبشه او را به دنیا آورد، پس از گذشت چند روز از ولادت و نامگذاری وی، پادشاه حبشه نیز صاحب پسر شد و چون فرمانروای خردمند آن سرزمین از درست اندیشی، آزادگی و عدالت خواهی جعفر و همراهان مهاجر و مبارز و خداجوی او بسیار خوشش آمده بود، نام عبدالله را، که در آن جامعه و سرزمین، جدید و بیسابقه بود، به انگیزه برکتجویی و سعادتخواهی برای نوزاد خویش برگزید و به تقاضای خاندان شاه، مادر عبدالله، از همان شیر ایمان و شهامتی که فرزندش میخورد به او نیز داد. (1)
جعفر سه پسر داشت اما از میان آنها عبدالله از همه نامدارتر بود، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نیز او را بسیار دوست میداشت و چون حسن و حسین علیهماالسلام، همواره غرق لطف و محبت خود میکرد، حتی او را بر مرکب خود سوار و در راه احادیثی به او القاء میکرد. (2)
بعدها او مباحثی را از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روایت کرد که مورد استناد قرار گرفت. سیرهنویسان شیعه و اهل سنت در کتابهای تاریخی و حدیثی خویش، عبدالله را ستوده و او را از یاران پیامبر، امام علی، امام حسن، امام حسین و امام سجاد علیهمالسلام به شمار آوردهاند. (3)
روزی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از کنار عبدالله خردسال گذشت، او را دید که چیزی از گِل می سازد و به کودکان میفروشد.
حضرت از او پرسید: «این چیست؛ و چه کار میکنی؟»
عرض کرد: «این را به کودکان میفروشم.»
فرمود: «با بهای آن چه میکنی؟»
گفت: «رطب میخرم و میخورم.»
حضرت فرمود:
«اللَّهُمَّ بَارِکْ لَهُ فِی صَفْقَةِ یَمِینِه؛ (4)
خدایا، او را در خرید و فروشش برکت ده.»
و از برکت این دعا، عبدالله تا اواخر عمر هر معاملهای که نمود سودمند گردید (3) و ثروتش به جایی رسید که در توانگری ضربالمثل شد. او در روزگار جوانی چهرهای آگاه، درخشان و آراسته به فضیلت داشت و از نظر ریشه و تبار، ایمان و عرفان، سخاوت و بزرگ منشی، آزادگی و پروا و دیگر ویژگیهای اخلاقی و انسانی از دیگر جوانان روزگار خویش ممتاز بود. انسانی خردمند، خودساخته و فرهیخته که در فراز و نشیب های زندگی، به ویژه دشواری های آن، استوار و در میدان های رزم و بزم بسیار دریادل بود.
در بخشش، دست بسیار بازی داشت، مردم او را عبدالله جعفر سخاوتمند میگفتند، تا جایی که به یکى از سخاوتمندان مشهور عرب و بحرالجود (دریاى سخاوت) ملقب گردید، که حتی برخی از مورخان او را قطب السخاء (قطب و مرکز سخاوت) نامیدهاند، به قدری که نقل شده در اسلام کسى از او کریمتر نبود. (2)
ابن عَبْدِ الْبِرِّ قُرطُبى در استیعاب درباره سخاوتمندان دهگانه عرب، نوشته است:
سخاوتمندترین مردان عرب در اسلام ده نفر بودند:
سخاوتمندترین مردم حجاز: عبدالله بن جعفر، عبیدالله بن عباس و سعید بن عاص.
سخاوتمندترین مردم کوفه: عتاب بن ورقاء، از قبیله «بَنِی رِیَاح بنِ یَرْبُوع»، اسماءبنخارجةبن حصن فزاری، و عِکْرِمَةَ بن رِبْعِی فیاض، از طایفه «بَنِی تَیْمِ اللَّهِ بْنِ ثَعْلَبَة».
سخاوتمندترین مردم بصره: عمرو بن عبیدالله بْنِ مَعْمَر ، طلحة بن عبدالله بن خلف خُزَاعِی و عبیدالله بْنِ أَبِی بَکْرَة.
سخاوتمندترین مردم شام: خالد بن عبدالله بن خالد، می باشند، اما هیچ کدام در مقام احسان و سخاوت، به پایه عبدالله جعفر نرسیده اند! (5)
از آنجا که همه منابع تاریخی او را به عنوان شخصیتی یگانه که مکانت و منزلتی والا دارد معرفی نموده اند، در حالی که فرزند جعفر طیار بود و در خانه علی و به همراه امام حسن و امام حسین علیهمالسلام تربیت شده و از پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله حدیث شنیده بود و از آن بزرگوار روایت مینمود، پس عجیب نیست هنگامی که عبدالله بن جعفر به نزد عمویش علی علیهالسلام میرود تا از دختر عمویش زینب خواستگاری نماید و علی علیهالسلام که منتظر کفو و همانندی برای دخترش بود، با ازدواج او با دخترش موافقت نمود. فرزند جعفر چگونه کفو و همانند زینب سلاماللهعلیها نباشد.
1) ناسخ التواریخ(طراز المذهب)، سپهر، ج 18، ص634.
2) ناسخ التواریخ(طراز المذهب)، سپهر، ج 18، ص636.
3) ناسخ التواریخ(طراز المذهب)، سپهر، ج 18، ص639.
4) ناسخ التواریخ(طراز المذهب)، سپهر، ج 18، ص635.
5) زینب الکبری، جعفر نقدی، ص83.