مادر زینب، فاطمه زهراست، محبوبترین دختران پیامبر نزد آن بزرگوار؛ کسی که از نظر خلقت و خصلت شبیهترین افراد به پیغمبر است و خداوند به او امتیازاتی بخشیده، که به سه خواهر دیگر او، یعنی زینب و امکلثوم و رقیه نداده است.
فاطمه؛ حلقه پیوند رسالت و امامت است و از دامن پاک او درخت سلاله پیامبر، شاخه و برگ میرویاند و میوههای شیرین اهل بیت علیهمالسلام را به بوستان دین تقدیم میدارد.
مادر زینب سلاماللهعلیها فاطمه است، فاطمهای که پدر دربارهاش فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ یَرْضَى لِرِضَاکِ وَ یَغْضَبُ لِغَضَبِکِ؛ (1)
«(فاطمه!) همانا خداوند برای خوشنودی تو، خوشنود و از خشم تو، خشمگین میشود.»
و نیز فرمود:
«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی؛ (1)
فاطمه پاره تن من است؛ هر کس او را بیازارد مرا آزرده است.»
آن بانوی دانشمند و با بصیرت، عابد و زاهد، مبارز و مجاهد، دلسوز و فداکار، مقاوم و سرسخت در برابر کجیها ایستاد او که حبیب خدا صلیاللهعلیهوآله دربارهاش فرمود:
«فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِین؛ (2)
فاطمه سلاماللهعلیها (از هر جهت)، سالار و سرآمد همه بانوان جهانیان است.»
زینب دختر بزرگ علی علیهماالسلام از دامن چنین مادری چشم به جهان گشوده است.
عایشه همسر پیامبر صلیاللهعلیهوآله میگوید:
«مَا رَأَیْتُ أَحَداً قَطُّ أَصْدَقَ مِنْ فَاطِمَةَ غَیْرَ أَبِیهَا؛ (3)
در این جهان هیچ کس را از فاطمه راستگوتر و درستکردارتر ندیدم، غیر از پدر او؛ (پیامبر).»
زینب سلاماللهعلیها در فضیلت و کرامت و همه سجایای معنوی، آیینه تمام نمای مادرش زهرا اطهر بود و در پرتو نورانیت قرآن و تعالیم اسلام همه ابهامات و ظلمتها از دلش زدوده شد و وجود نورانی او مظهر اسماء خداوند متعال گردید.
«أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّه؛ (4)
آیا کسى که خدا سینهاش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مرکبى از نور الهى قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!)»
زینب سلاماللهعلیها که قطعاً دلش از هرگونه تاریکی مبرا است، بارقهای از نورانیت الهی بود. انفاس قدسیه مربیانی چون علی و زهرای مرضیه، درون زینب را چنان روشن و دلانگیز نمود که جلوهای از جمال حق شده بود. هیچ نکته ای از مسائل تربیتی اسلام باقی نماند، مگر آنکه در سایه احساسات لطیف نفسانی زینب سلاماللهعلیها متبلور گشت.
او که در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی نیز وارث مادرش بود و اکثر شبها را به تهجد صبح میکرد و دائماً قرآن تلاوت میفرمود تا جایی که مورخین مینویسند تهجد و شببیداری زینب سلاماللهعلیها در تمام عمرش ترک نشد حتی شب یازدهم محرم با آن همه فرسودگی و خستگی و آن هم مصیبت دلخراش:
«إنّها سلاماللهعلیها مَا تَرَکْتُ تهجدها لِلَّهِ تَعَالَى طُولُ دَهْرِهَا حَتَّى لَیْلَةُ الْحَادِیَ عَشَرَ مِنْ الْمُحَرَّمِ؛ (5)
زینب کبری سلاماللهعلیها هرگز در عمرش نافله شبانه را ترک نکرد؛ حتی شب یازدهم.»
فاطمه دختر امام حسین علیهالسلام نیز فرمود:
«وَ اَمّا عَمَّتی زَیْنَب فَاِنَّها لَمْ تَزَلْ قائِمَةً فی تِلْکَ اللَّیلَةِ،(أی عاشِرَة مِنَ المُحَرّم) فی مِحْرابِها تَسْتَغیثُ اِلى رَبِّها، فما هَدَأَت لَنا عَیْنٌ وَ لاسَکَنَتْ لَنا رنّة؛ (6)
اما عمهام زینب، در آن شب در جایگاه عبادت خود ایستاده بود و به درگاه خداى تعالى استغاثه مىکرد و در آن شب چشم هیچ یک از ما به خواب نرفت و صداى ناله ما قطع نشد.»
و این، شگفت نیست، چرا که کمالات زینب، جلوهاى از فضایل مادرى همچون فاطمه بود که چنین گلى را به عالم وجود تقدیم داشت.
و به راستی کدام زن را مىتوان همتاى زینب سلاماللهعلیها دانست؟ او که در فخر و شرافت، در وقار و حیا، در صبورى و دلیرى، در معرفت و صدق، در حمایت از ولایت و رهبرى و دفاع از امام، و … جز مادرش حضرت فاطمه سلاماللهعلیها در این میدان یکهتازی نداشت.
1) بحار الأنوار، ج30، ص 347.
2) من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 420.
3) بحارالأنوار، ج43، ص 84.
4) سوره زمر، آیه 22.
5) عوالم العلوم و المعارف، ج11، ص 954.
6) زینب الکبری سلاماللهعلیها، جعفر نقدی، ص 59.