جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

دوران پدر

زمان مطالعه: 3 دقیقه

زینب کبری در حصنِ حصینِ نبوت و خاندان والا مقامِ ولایت و امامت تربیت یافت. از آموزگار وحی، دانش اندوخت و در دامان کرامت، پرورش یافت و از تربیت خمسه طیبه، ادب آموخت.

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در محیطی رشد و نمو کرد که کانون فضائل بود و سراسر آن را صفا و صمیمیت فرا گرفته بود، تربیت زینب، توسط پیامبر و علی، و مادری چون زهرا و برادرانی همانند حسن و حسین‌ علیهم‌السلام سبب شد که‌ این شخصیت والامقام به عنوان برترین بانوی جهان اسلام بعد از حضرت خدیجه و فاطمه علیهماالسلام به شمار‌ آید، چرا که او در پرتو انوار مقدس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله پرورش یافت.

زینب سلام‌الله‌علیها بیش از پنج سال در کنار پیامبر نبود، ولی همین پنج سال هم فرصت مناسبی بود که زینب سلام‌الله‌علیها از تابش نور وجود پیامبر بهره گیرد و پیامبر رحمت، او را در دامان مهر و عطوفت خود نوازش کند و از جرعه‌های معرفت سیراب سازد و حدیث صبر و استقامت در وجودش بنگارد. چرا که پیامبر بر مصیبت‌ها و ناگواری‌های مسیر زندگی زینب به خوبی واقف بود و می‌دانست که تاب تحمل این رنج‌ها و حوادث ناگوار را تنها روحی بلند و قلبی چون کوه و دلی سرشار از عشق به خدا خواهد داشت. مدتی نگذشت که سایه پرمهر و عطوفت پیامبر اکرم از سر زینب کبری و مسلمین رخت بربست و او اولین پناهش را از دست داد.

فاطمه سلام‌الله‌علیها نیز بعد از پدر گرامی خویش چند ماه بیشتر در این دنیا نماند. بنابراین زینب از محبت‌های مادرش نیز چند ماه بیشتر بهره نیافت. این دوران کوتاه چند ساله، پر است از فراز و نشیب‌ها و خاطرات تلخ و شیرینی که زینب را برای ادامه حرکت و مجاهدت در راه خدا و استقبال از مشکلات و مصائب زندگی آماده ساخت. وفات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و اندکی بعد از آن شهادت مادر گرامیش فاطمه سلام‌الله‌علیها سبب شد که انس او با پدر بیشتر شود.

زینب سلام‌الله‌علیها در خردسالی در دامان پدر و در کنار او از انس و محبتش بهره‌ها گرفت و درس‌ها آموخت. علی علیه‌السلام به منزله ی دروازه شهر علم نبوی بود و زینب در این آستان و دروازه، علاوه بر مراقبت از پدر و رسیدگی به کارهای شخصی او، از پدر درس زندگی، اخلاق، دیانت و توحید، مبارزه و تحمل آموخت و این انس و ارتباط تا زمان شهادت امام ادامه یافت.

تاریخ زندگی این پدر و دختر مفصل است و پردامنه و اسناد نشان می دهد که گاهی رمز و رازی بین این پدر و دختر رد و بدل می‌شود، شیرین زبانی‌های کودکانه‌ای که از هوش سرشار او حکایت می‌کرد، مایه جذابیت بیشتر او و سبب شادابی پدرش علی علیه‌السلام بود، تا آنجا که روزی، زینب سلام‌الله‌علیها در دوران کودکی، در دامن پدر ارجمندش حضرت علی علیه‌السلام نشسته بود و حضرت علی، زینب علیهماالسلام خردسال را در آغوش گرفته بود و می بوسید، زینب خردسال از پدر پرسید: پدر آیا ما را دوست می‌داری؟

فرمود: آری عزیزم، فرزندان ما پاره‌های جگر ما هستند.

عرض کرد: ای پدر دو محبت در قلب مؤمن جمع نمی‌شوند.

و آن دو محبت، حُب خدا و حُب فرزندان است.

و اگر به این محبت، ناگزیری، مهرورزی مخصوص ما و محبت مخصوص خداوند است.

علی علیه‌السلام از این سخن زینب سلام‌الله‌علیها شگفت زده شد و دخترش را غرق بوسه کرد. (1)

این داستان نشانگر شکوفایی اندیشه و بالندگی معنوی و انسانی زینب سلام‌الله‌علیها در دوران کودکی است، چرا که او در همان دوران خردسالی‌اش به گونه‌ای مفاهیم و موضوعات را اندیشمندانه تجزیه و تحلیل می‌کند و چنان حکیمانه سخن می‌گوید و سنجیده رفتار می‌نماید که گویی بانوی خرد و اندیشه است نه کودکی خردسال.

و داستان دیگری از روزگار کودکی زینب سلام‌الله‌علیها که گوشه‌ای از ابعاد وجودی او را برای ما نمایان می‌سازد، این که او در سنین خردسالی در دامن علی علیه‌السلام نشسته بود و علی ضمن نوازش دختر خود، به او فرمود:

فرزندم! بگو: «یک.»

زینب سلام‌الله‌علیها این کلمه را گفت.

بعد فرمود: «بگو دو تا.»

اما زینب ساکت ماند!

امام علی علیه‌السلام ادامه داد: «فرزندم! چرا سخن نمی‌گویی؟!»

زینب اضافه کرد: «پدر جان! زبانی که به گفتن «یکی» عادت کرده، چگونه کلمه «دو تا» را بگوید؟»

آنگاه حضرت علی، زینب علیهماالسلام را در آغوش گرفته و صورتش را غرق بوسه کرد. (2)

البته موضوع یکی و دوتا را که علی علیه‌السلام مطرح کرده است، به حسب ظاهر یک تمرین اعداد برای کودک بوده است، اما کودک از آن یک مفهوم توحیدی برداشت کرده و خواسته به پدر بگوید، زبانی که به یگانگی خدا اقرار کرده، با «دو تا» گفتن، هرگز به غیر از یگانه پرستی به چیز دیگری تکلم نخواهد کرد! این سخن علاوه بر این که به استعداد فوق‌العاده و هوش سرشار زینب سلام‌الله‌علیها، عقیله بنی‌هاشم، گواهی می‌دهد، نشانگر فضای سرشار از مهر و صفایی است که بر خانه امیرمؤمنان علیه‌السلام سایه گسترده، همچنین نشانه رابطه سرشار از محبت پدر با دختر هوشمند است.


1) مستدرک الوسائل، ج‏15، 215. (فَقَالَتْ یَا أَبَتَاهْ أَ تُحِبُّنَا قَالَ نَعَمْ أَوْلَادُنَا أَکْبَادُنَا َقَالَتْ یَا أَبَتَاهْ، حُبَّانِ لَا یَجْتَمِعَانِ فِی قَلْبِ الْمُؤْمِن‏ حُبُّ اللَّهِ وَ حُبُّ الْأَوْلَادِ وَ إِنْ کَانَ لَا بُدَّ فَالشَّفَقَةُ لَنَا وَ الْحُبُّ لِلَّهِ خَالِصاً فَازْدَادَ عَلِیٌّ علیه‌السلام حُبّاً.).

2) ریاحین الشریعه، ذبیح‌الله محلاتی، ج3، ص54.