جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

دوران رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله

زمان مطالعه: 4 دقیقه

زمانی که خبر تولد نوزاد، به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله رسید، براى دیدار او به منزل دخترش فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها آمد و او را زینب سلام‌الله‌علیها نامید. تربیت چند سال اول او در بیت رسالت، در حصن نبوت و در خانه وحی بود، خانه‌ای که خانه سعادت و مرکز زندگی و رشد خمسه طیبه و محل نزول آیه تطهیر و کل قرآن بوده و شاگردانی چون علی و فاطمه علیهماالسلام در خدمتی معلمی چون محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

زینب سلام‌الله‌علیها حدوداً 6 سال از دوران حیات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را درک کرد و در دامان او بزرگ شد. پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله او را دوست می‌داشت و دیدن او سبب شادابی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌شد او چون مادر خویش در کنار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله تربیت یافت و گویا دست تقدیر الهی چنان مقدر ساخته بود که این دختر و مادر چون همدیگر پرورش یابند. با پیامبر شدیداً مأنوس بود و از عواطف او بهره‌ای بسیار یافت.

زینب سلام‌الله‌علیها نیز برای دیدن رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله لحظه‌شماری می‌کرد و از هر فرصتی برای دیدار پدربزرگ بهره می‌برد و او را زیارت می‌کرد، هر چند در این راه حسنین‌علیهماالسلام پیشگام بودندو زینب سلام‌الله‌علیها دنباله‌رو ایشان، اما هر سه با هم شمع محفل پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌شدند و خانه او را رونق و صفا می‌بخشیدند.

کمتر روزی اتفاق می‌افتاد که زینب، رسول خدا علیهماالسلام را نبیند و در کنارش قرار نگیرد. شیرین ‌زبانی‌های کودکانه‌اش که از هوش سرشار او حکایت می‌کرد، جذابیتش را برای پیامبر دوچندان کرده بود.

زینب سلام‌الله‌علیها در چنین فضایی رشد کرد و ساخته شد. زیارت جدش برای او نوعی درس‌آموزی بود، تمرین تحمل، شیوه برخورد با مسائل، درس بحث و احتجاج، توحید و خداشناسی، عبادت و تقوا، راه‌شناسی و وظیفه‌شناسی و…. این دانش‌ها و آموخته‌های دوران خردسالی چون نقشی بر سنگ بود.

چنانکه امام علی علیه‌السلام فرمود:

» … والْعِلْمُ مَعَ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ فِی الْحَجَرو… ؛ (1)

علم(آموزی) در کودکی همانند حکاکی روی سنگ است!»

زینب سلام‌الله‌علیها در کنار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله رشد یافت و به مثابه شاخه‌ای از درخت نبوت و ولایت درآمد، او مدارج کمال را در آن دامان طی کرد و خدمت به دین را از آنجا فرا گرفت و مایه بقای اولیه علم، عفت، تقوا، عبادت، انس با خدا شد.

زینب سلام‌الله‌علیها در تمام این مدت مطالب زیادی از پیامبر آموخت، تا جایی که بعدها او را راوی حدیث پیامبر ذکر کرده اند. (2)

فردی چون ابن عباس او را عقیله بنی‌هاشم خوانده و از او حدیث نقل می‌کند:

«حَدَّثَتْنِی عقیلتنا زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ…؛ (3)

عقیله ما زینب دختر علی‌علیهماالسلام چنین روایت می‌کند…»

پیامبر از هر فرصتی برای تعلیم و پرورش او بهره می‌‏جست و نکته‌ها به او می‌‏آموخت و علاوه بر آشنا کردن او با مباحث اعتقادی، خداشناسی، عبادت و تقوا، به او تعلیم داد که چگونه باید در برابر مصیبت‌‏ها و بلاها ایستادگی کند و اگر فرصتی دست داد او را از حوادث ناگواری که برای او اتفاق می‌افتاد آگاه می‌کرد؛ برای مثال، وقتی که زینب سلام‌الله‌علیها با زبان شیرین کودکانه خوابی را که دیده بود، برای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله تعریف کرد، پیامبر نیز آن را به گونه‌‏ای تعبیر نمود که جلوه‌‏ای از آینده مصیبت‏‌بار او ‏باشد، روزی که زینب خردسال دوان دوان خود را به پیامبر رساند و گفت:

«ای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله دیشب در خواب دیدم که تندبادی وزید و دنیا را تاریک کرد، من از شدت باد به این سو و آن سو پرتاب شدم، تا این که به درخت بزرگی پناه بردم، ولی باد آن را ریشه کن کرد و من به زمین افتادم. دوباره به شاخه دیگری از آن درخت پناه بردم که آن هم دوام نیاورد. برای سومین مرتبه به شاخه دیگری روی آوردم، آن شاخه نیز از شدت باد درهم شکست. در آن هنگام به دو شاخه به هم پیوسته دیگر پناه بردم که ناگاه آن دو شاخه نیز شکست و من از خواب بیدار شدم.»

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با شنیدن خواب زینب سلام‌الله‌علیها بسیار گریست و فرمود:

«دخترم این خواب گویای حوادث آینده است، درختی که اولین بار به آن پناه بردی جدّ توست که به زودی از دنیا می‌رود و دو شاخه بعد پدر و مادر تو هستند که آنها هم از دنیا می‌روند و آن دو شاخه به هم پیوسته دو برادرت حسن و حسین هستند که در مصیبت آنان دنیا تاریک می ‏گردد.» (4)

مدتی بعد در آخر ماه صفر، سال یازدهم هجرت(5) قلب کوچک زینب سلام‌الله‌علیها خردسال با رحلت پیغمبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و جد مهربانش در هم فشرده شد. او پیامبر را دید که در آخرین روز عمرش، از شدت بیماری توان ایستادن نداشت ولی به کمک پدرش علی و پسر عمویش فضل‌بن‌عباس پاکشان به مسجد رفت و روی پله اول منبر نشست و سفارش عترت خود را به عموم مسلمانان فرمود و با همان ضعف به خانه برگشت و دیگر بیرون نرفت تا قامت خورشید مثالش را به خاک سپردند.

این نخستین مصیبت ملموس دوران کودکی زینب سلام‌الله‌علیها بود او در این مصیبت، دو رنج عظیم را تحمل کرد، یکی وفات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله که برای زینب سلام‌الله‌علیها چون پدری مهربان بود و دیگری ناراحتی مادرش فاطمه سلام‌الله‌علیها در فراق پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله.

وفات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برای همگان از جمله زینب سلام‌الله‌علیها یک مصیبت دردناک بود، هرچند کودکی خردسال بود اما مرگ را می فهمید و عظمت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را درک می کرد و از همه دردناک‌تر این که او شاهد مناظر پریشانی، اندوه، ناله و شیون زنان و مردان و از جمله پدر، مادر، برادرانش بود. زینب سلام‌الله‌علیها دید که مرگ جدش رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله چه تأثیر عمیقی بر مسلمین خصوصاً پدر و مادر و اهل بیت او گذاشت.

چنان که پدرش امیرالمؤمنین علیه‌السلام در رحلت جانسوز پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

«… فَنَزَلَ بِی مِنْ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا لَمْ أَکُنْ أَظُنُّ الْجِبَالَ لَوْ حَمَلَتْهُ عَنْوَةً کَانَتْ تَنْهَضُ بِهِ فَرَأَیْتُ النَّاسَ مِن‏ أَهْلِ بَیْتِی مَا بَیْنَ جَازِعٍ لَا یَمْلِکُ جَزَعَهُ وَ لَا یَضْبِطُ نَفْسَهُ وَ لَا یَقْوَى عَلَى حَمْلِ فَادِحِ مَا نَزَلَ بِهِ قَدْ أَذْهَبَ الْجَزَعُ صَبْرَهُ وَ أَذْهَلَ عَقْلَه و… ‏؛ (6)

… بعد از وفات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله چنان مصیبتی بر دلم فرو ریخت که اگر کوه‌ها فرود آمده بود، گمان ندارم که از عهده تحمل آن بر مى‌آمدند. آن روز در میان مردم، بستگانم را مى‌دیدم که سنگینى مصیبت، آنان را بى‌تاب و توان ساخته بود، دامن صبر و شکیب را از ایشان ربوده و عقل و هوش را از سرهاشان گرفته بود …»


1) أعلام الدین فی صفات المؤمنین،دیلمی، ص 84.

2) السیده زینب؛ رائدة الجهاد فی الاسلام، باقرشریف القرشی، ص 25.(فکانت فیما یقول بعض المؤرخین: مرجعاً للسیّدات مِن نساء المسلمین یرجعن إلیها فی شؤونهن الدینیة.).

3) عوالم العلوم و المعارف، بحرانی اصفهانی، ج‏11، ص 951.

4) ریاحین الشریعه، ذبیح‌الله محلاتی، ج3، ص50.

5) منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج1، ص195.

6) خصال، صدوق، ج‏2، ص370.