جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

در کنار پدر (2)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها تا هنگامى که سن 35 سالگى را پشت سر نهاد، از تربیت و مصاحبت پدر والامقام خویش، على مرتضى علیه‌السلام برخوردار بود، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در مدت 25 سال خانه‌نشینی پدرش علی علیه‌السلام کوچک‌ترین دقایق عمر خود را هم، صرف کمال دانش و بینش و علوم اولین و آخرین از اقیانوس بیکران فضائل پدر کرد و در همان سنین جوانی، دانشمندی متبحر و فقیهی عالم و متقی گردید که در دنیای اسلام آن روز حجاز به لقب عقیله بنی‌هاشم مشهور و معروف شد و افرادی چون ابن عباس که خود از مفسران است، از او حدیث نقل می‌کند. (1)

زینب سلام‌الله‌علیها در مدت 25 سال، با تمام وجود، شاهد خانه‌نشینى و مظلومیت مردى بود که از آغاز دعوت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله تا لحظه رحلت آن پیامبر راستین، شب و روز پروانه‌وار، گرد شمع وجود محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله در طواف بود و براى نشر آیین او، صادقانه تلاش کرد.

زینب سلام‌الله‌علیها این دخت درایت و عدالت، به چشم خود دید، پدرش علی علیه‌السلام، تنها کسى که خداوند متعال امر به جانشینی و خلافت او پس از پیامبراعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله نموده بود وشایستگى و لیاقت جانشینى پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را داشت، بر اثر فشار استبداد و انحصار، خانه‌نشین گردید و حقوق و امکانات زندگی آزاد و امنیت، که از طبیعی‌ترین حقوق انسان‌هاست، از او گرفته شد و از رهبری دین و مدیریت دولت و ارتباط با جامعه و مردم، که حق مسلّم او بود، کنار زده شد و پدرش در برابر همه فشارها و سختی‌های جانکاه، سنجیده و حکیمانه شکیبایی ورزید.

او از اینکه مى‌دید اسلام از مسیر اصلى خود، رفته رفته منحرف مى‌شود و پدرش على علیه‌السلام از این بابت، بسیار ناراحت است ولى به خاطر جلوگیرى از تفرقه و اختلاف، دم فرو بسته و درد دل خویش را فقط با چاه مى‌گوید، رنج مى‌برد.

او، ناملایماتى را که بعد از رحلت پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بر مادر گرامیش فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها وارد شد، همه و همه را لمس کرد و آنچه در مدت 25 سال خانه‌نشینى، پدر ارجمندش را رنج داد با تمام وجود احساس کرد و در تمام این مدت، درس آموخت و نه تنها در مکتب پدر با فرهنگ و معارف اسلام واقعى آشنا شد، بلکه در جریان دقیق‌ترین مسائل سیاسى و اجتماعى جهان اسلام نیز قرار گرفت.

زینب سلام‌الله‌علیها دید که پس از بیست و پنج سال خانه‌نشینی پدر، هنگامی که عثمان کشته شد، مردمِ به ستوه آمده از جور خلفا، چون حیوانات تشنه‌اى که با ولع به سوى آب، سرازیر مى‌شوند، گرداگرد پدرش را گرفتند و از او خواستند که رهبرى آنان را قبول کند و پدرش را به پذیرش بیعت، ناگزیر ساختند و مردم مسلمان با دل و جان و بدون هیچ فشاری به او دست بیعت دادند.

پدرش علی علیه‌السلام به خلافت رسید و نخستین کسانی که دست بیعت به آن حضرت دادند، طلحه و زبیر بودند، و همان دو تن نیز نخستین کسانی بودند که بیعت خود را شکستند و در مکه به عایشه پیوسته و با انگیزه قدرت‌طلبی به بهانه خون‌خواهی عثمان، به فتنه‌جویی و آشوب برخاستند و بیعت‌شکنان و دشمنان عدالت و آزادی را برای شورش و بلوا و براندازی، رهبری کردند.

زمانی که فتنه طلحه و زبیر و دسیسه‌چینی‌های آنها برای سقوط حکومت امام علی علیه‌السلام در جنگ جمل توسط امیرالمومنین علیه‌السلام دفع شد؛ امام در ماه رجب سال 36 هجری به کوفه رفت و آن جا را دارالخلافه قرار داد.

محبت زینب سلام‌الله‌علیها به پدر و انس و علاقه همسرش عبدالله به علی علیه‌السلام نیز سبب شد، پس از رفتن امام علی علیه‌السلام به سوی کوفه و استقرار آن حضرت در آن شهر، خاندانش نیز از مدینه راهی کوفه شوند و در آنجا اقامت گزینند.

امام علی علیه‌السلام پس از ورود به کوفه، به قصر حاکم نرفت زیرا در طی سالها به قصری اشرافی تبدیل شده بود. امیرالمومنین علیه‌السلام به مسجد کوفه رفت و آن مسجد را محل حکومت و قضاوت خود قرار داد و مدتی را هم در آنجا ساکن شدو پس از آن به خانه ی جعده، فرزند خواهرش ام هانی، رفت.

زینب سلام‌الله‌علیها در کوفه نیز همچنان به پرستاری و همراهی پدر مشغول بود و این انس و ارتباط او با پدر زمینه‌ساز رشدش شد و چه بسیار اسرار و ودایعی که علی علیه‌السلام نزد او گذاشت و کسی از آنها آگاهی نداشت، او شاهد حوادث و پیشامدهای مهم تاریخی زمان حکومت پدر بود و رابطه‌هایی را دریافت که هیچ زنی بدان‌ها دسترسی نداشت و همه آنها بعدها برای او درس زندگی شد.

او در دوران کوتاه خلافت ظاهرى امیرالمومنین علیه‌السلام که چهار سال و نه ماه بیشتر طول نکشید، همواره در کنار پدر بود و با تمام اتفاقات این دوران، از رویدادها و ناآرامی‌های داخلی گرفته تا نبرد صفین و نهروان و شبیخون‌های دژخیمان استبداد اموی بر مرزهای نظام عادلانه و آزادمنشانه علوی از نزدیک آشنا بود،

و در هدایت مردم و نشر معارف اسلام، عهده‌دار وظایفى بود؛ که از نمونه‌های آن می‌توان به تشکیل کلاس درس او در کوفه اشاره کرد. از اقامت مولاى متقیان و خاندانش در کوفه، یک سال بیشتر نگذشته بود که دانش و بینش ژرف و کمال و معنویت دخت فرزانه امام علی علیه‌السلام زبان به زبان در کوفه پخش شد و از پی آن، گروهی از مردان خیرخواه و فرهنگ‌دوست شهر به حضور امیرمؤمنان شرفیاب شده و تقاضا نمودند که آن حضرت اجازه دهد تا کلاس درسی برای آموزش معارف و مفاهیم دین، تفسیر و پژوهش‌های قرآنی تشکیل گردد و زنان و دختران کوفه برای آموزش نزد دختر ارجمندش زینب سلام‌الله‌علیها حضور یابند.

امام علی علیه‌السلام با تقاضای آنان موافقت نمود و کلاس درس تشکیل شد و زینب سلام‌الله‌علیها به ارشاد و تعلیم زنان کوفه مشغول شد. این کلاس درس فراتر از چهار سال ادامه داشت و خدا می‌داند که چه تعداد از زنان و دختران کمال‌جو و دانش‌طلب در آن، حضور یافتند و از خرمن پُربرکت دانش و معنویت آن بانوی دانشور و دین‌شناس بهره بردند. روزی امیر مومنان علیه‌السلام از کنار آن کلاس می‌گذشت، که صدای استاد فرزانه را شنید که برای انبوه شاگردان، تفسیر آیات آغازین سوره مریم (کهیعص) را می‌گفت، پس از پایان کلاس، امیر علیه‌السلام با دخترش دیدار نمود و فرمود:

«نور دیده‌ام! آیا می‌دانی که این حروف، راز و رمزی دارد و از رویداد دشوار کربلا و مصیبت وارده‏ بر شما عترت پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خبر می‌دهد؟»

و آن‌گاه به بیان برخی از ابعاد آن فاجعه جان‌سوز و تاریخ‌ساز پرداخت. (2)

على بن ابیطالب علیه‌السلام سال‌های پایان عمر خود را در کوفه گذرانید و این هم به خاطر آن بود که بیشتر طرفداران آن حضرت در کوفه بودند و این شهر به معاویه که در شام سکونت داشت و خوارج که در نهروان در حال جنگ بودند نزدیک تر و آماده‌‏تر از مدینه بود.

وقتی آتش فتنه زبانه کشید، زینب سی ساله بود و با شوهر و فرزندان خود، در مدینه زندگی می کرد و از نزدیک به شعله‌های آتشی که «عایشه» برافروخته بود و زمام آن را به دست داشت می‌نگریست و پدر خود امیرالمؤمنین علیه‌السلام را می‌دید که در معرکه‌ها غوطه می‌خورد، از جنگ «جمل» فارغ می‌شد، باید با «معاویه» و سپاه شام می‌جنگید. از نبرد «صفین» خلاص می‌شد، باید در «نهروان» با خوارج به کارزار می‌پرداخت و به همین ترتیب علی علیه‌السلام حدود پنج سال درگیر جنگ و فتنه بود!

زینب سلام‌الله‌علیها این شعله‌های جنگ و مصائب ناشی از آن را مشاهده می‌کرد. او شاهد ظلم‌ها و حق‌کشی‌های سامری‌صفتان گوساله‌پرست بود، همانها که حق پدر را غصب و منصب والای ولایت و خلافت را ضایع کرده و پدرش را خانه نشین کرده بودند.

افزون بر این، زینب سلام‌الله‌علیها شاهد و ناظر بود که پس از فروکش کردن آتش فتنه بیعت‌شکنان فزون‌خواه، نوبت به معاویه رسید و او در برابر شایسته‌ترین نماینده خدا و مردم به فتنه‌انگیزی و شورش و کشتار برخاست و رویداد سهمگین صفین را برپا ساخت و سرکردگی زورمداران و قدرت‌طلبان ستم پیشه را به عهده گرفت و خود را امیر مؤمنان اعلام کرد.

آتش‌افروزی و بیداد او به گونه‌ای شدت و گسترش یافت که بر اثر تعدد کشته‌ها، نسل عرب در خطر نابودی قرار گرفت، تا این که آتش‌بس اعلام شد. این پیکارها از اساسی‌ترین ناآرامی‌ها و بحران‌های داخلی و ملی در حکومت آزادمنشانه و عادلانه علوی بود و دوره پنج ساله حکومت علی علیه‌السلام که باید صرف انسجام نظام حکومت، سازندگی و رشد جامعه اسلامی می‌شد، متأسفانه به درگیری درونی و کشتار تعداد زیادی از مسلمانان انجامید.

به فرموده حضرت علی علیه‌السلام:

«… و إِنَّ أَعْظَمَ الْخِیَانَةِ، خِیَانَةُ الْأُمَّة و… ؛ (3)

بزرگترین خیانت، خیانت به امت اسلامی است.»

چرا که خیانت به ملت، خیانت به یک فرهنگ و دین و آرمان است و این خیانت هم تنها از ناحیه دولت مردان و کارگزاران می‌تواند انجام شود.


1) عوالم العلوم و المعارف، ج‏11، ص 951. (حَدَّثَتْنِی عقیلتنا زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ).

2) ریاحین الشریعه، ذبیح‌الله محلاتی، ج3، ص57.

3) بحارالانوار، ج 33، ص 529.